صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

104

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

بر طاعت من مقدم دارد كمتر كارى كه انجام دهم سلب لذت مناجات من است » . و اين عقوبت در مورد خاصان و اهل مكاشفه بگونه‌اى ديگر است ، وقتى كه اين ادعا از آنان شيوع يابد و در آنان آثار اعتماد بر مبادى لطف پيدا شود ، ديگر بر حالاتشان چيزى افزون نگردد ، و اين مكرى پنهانى است كه تنها آنان كه قدمهائى استوار دارند از آن در امان باشند . و پس از آن ترس از بىاو آرامش گرفتن است . چون محبى كه مدام پى يافتن است ، مىبايد تا از زيادت‌خواهى دست برندارد و جز به لطف جديد تسلى نپذيرد ، چون تسلى پذيرفتن سبب ايستائى و يا عقب گرد او خواهد بود . و آرامش بگونه‌اى در انسان نفوذ كند كه خود متوجه نشود ، همچنان‌كه گاهى ناآرامى در او راه يابد و اين ناآرامى را عللى پنهان و آسمانى است كه بشر قدرت اطلاع بر آنها را ندارد ، مگر آنان كه خداشان مؤيد داشته است . و چون خداوند كسى را غافل خواهد ، آرامشى را كه برو وارد شده است ازو پنهان دارد ، در نتيجه او اميدوار بوده و ايستا بماند و بدين حسن‌ظن و يا فراگيرى غفلت و هوى و فراموشى فريب خورد . اينها همه لشگريان شيطانند كه گاهى بر سپاه ملائكه كه عبارت از علم و عقل و ذكر و بيان باشند ، پيروز گردند . يكى از فضلا گويد : همچنان‌كه خداوند را صفتى است كه ظهورش هيجان‌آفرين است و اين صفت از اوصاف لطف و رحمت و حكمت او بشمار مىرود ، همچنين او را صفتى است كه چون تجلّى كند آرامش ايجاد كند ، مانند صفات قهر و عزت و استغنا ، و چه‌بسا كه اين از مقدمات مكر و شقاوت و حرمان گردد . و ديگر از نشانه‌ها پنهان داشتن محبت و اجتناب از ادّعا و تبرّى از اظهار وجود محبت است ، بخاطر بزرگ‌شمارى محبوب و بزرگدارى او و هيبت از او و غيرت بر سرّ او . چرا كه محبّت سرّى از اسرار خداست در قلوب بندگانش ؛